پیامک عاشقانه

مطالب جدید و خواندنی

ُsms جدید عاشقانه

ُsms جدید عاشقانه و احساسی

پیامک عاشقانه و اس ام اس احساسی

به لباسهایی فکر می کنم که خریده ام

اما تو نیستی که ببینی …

.

.

.

.

تکان می دهد خانه را سالی که می آید …

سرگرمیِ خوبیست : تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم و آغاز می شود سال تنهایی !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

جاودان باد سایه عزیزانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل !

نوروزتان پر ز شادی و عاری از غم باد …

.

.

.

.

ماییم و هفت سینی که امسال شش سین دارد

چرا که سبزی حضور تو درخانه نیست !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید

.

.

.

.

تو بخند تا سراسیمه شود  بویِ بهار …

سید علی میرافضلی”

.

.

.

.

برایم مثل همین “بهار” می مانی

آمدنت را همیشه تحویل میگیرم …

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

تو باشی و هوای بهار و من

قدم به قدم فدایت می شوم

تو باشی ، از لحظه های دلتنگی جلو می زنم

به تمام درهای بسته دهن کجی می کنم

به بن بست ها ، به خیابان هایی همه با یک نام …

دوست دارم تو باشی و من نشانی ها را گم کنم ، راه خانه را هم ندانم تا همه بفهمند برای من کم حواس خانه آن جاست که تو باشی و من قدم به قدم فدایت شوم !

.

.

.

.

عید یعنی :

ع : عزیزم

ی : یادت نره

د : دوست دارم !

فرستنده : دلآرام

.

.

.

.

بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست ، از شکوفه لبریزم !

.

.

.

.

تقویم امسال من باز هم سپید ماند…

اتفاق ها منتظر تو اند !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

.

شاید امسال دست در دست بهار آمدی

در را باز می گذارم

اگر لحظه تحویل خواب ماندم ، بیا داخل ، کسی نیست ؛ بیدارم کن !

.

.

.

.

هفت سینم سین سیمایت را کم دارد !

فرستنده : دلآرام

.

.

.

.

بهار تویی که می آیی ، که می نشینی کنار هفت سین

نگاهت می کنم و سبز می شوم !

بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد بر من

بهار تویی که می آیی ، که نو می شوی در دلم هر سال

بهار تویی که می آیی …

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

بر سفره ی هفت سین نشستن نیکوست

هم سنبل و سیب و دود کُندر خوشبوست

افسوس که هر سفره کنارش خالی ست

از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست …

فرستنده : فائزه

.

.

.

.

ﺳﻨﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ !

.

.

چه اعجازیست بهار لب هایت !!!

با هر بوسه که میکاری ، گونه هایم گل می دهد …

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

 

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید

.

.

.

.

کاش امسال “تو” را به من عیدی میدادند !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

رشک می برم

به صراحت بید

به بهار

به زمزمه ی وزینِ باد

به متانت عاشقانه‌ ی برگ

رشک می برم

به جاده‌های سبز

با مسافری در راه

آه ای فرسنگ ها دور از من ، بازگشت را تعبیری دوباره کن !

قشنگ کن غربت بی‌ انتهای مرا

قشنگ کن اتفاقِ غروب و کوچه و انتظارِ پنجره را

رگبارِ بهاری شو و ببار

بی‌ محابا ببار بر این تن مشتاق

بگذار چون گذشته بیدی باشم

که از هر نسیمِ عشق می‌ لرزد

قشنگ کن سایه روشنِ بودن مرا …

.

.

.

.

بوی نو شدن می آید ولی تو همیشه رفیق کهنه من بمان !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

می دانی ؟

این بهارها فقط می آیند

آغازشان اما با آمدن توست !

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

تو قول بده با همین بهار خواهی آمد

من هر روز خانه دلم را تکان خواهم داد !

.

.

.

.

تو بهاری ؟

نه ! بهاران از توست …

از تو می گیرد وام ، هر بهار این همه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو …

فرستنده : سهیل

.

.

.

.

روزهای سرد زمستانی را به امید گرمای دستان مهربانت سر کردم ، سرد بودنم را به یک “هااا” گرم کن …

دلم گرفته ، آنقدر غمگینم که غروب روز ۱۳فروردین نیز به حالم میگرید ! من کجا و آنهمه آرزوهای به گل نشسته کجا ؟؟؟

منی که هر نفس تو را به خاطر می آوردم ، حالا باید در نبودنت چگونه این سال کبیسه را سر کنم ؟؟؟

بغضم را همان ماهی فروشی میفهمد که در لحظه های تحویل سال ، ماهی های مانده در ظرف را نگاه میکند !

آری من خسته ام از نبودنت ، نداشتنت و باز لبخندی تلخ و عکسی که ربان مشکی دارد و در کنج اتاقم با لبخندی سعی دارد امیدی هرچند واهی به من ببخشد …

فرستنده : nima861

.

.

.

.

هفس سین امسال را بدون تو میچینم ، بدون تو سال را تحویل میکنم ، بدون تو یا مقلب القلوب را زمزمه میکنم !

اشکهایت را هیچوقت فراموش نمیکنم ، زمانی که سال تحویل میشد و تو قرآن به دست آرزویت همه و همگی سلامتی و عاقبت بخیری من بود …

یادش بخیر دستی به موهایم میکشیدی و با صدای زیبایت میگفتی : چقدر زیبا شده ای ؟!!!

این را برای آن پسرک یتیمی مینویسم که حالا نه دستی بر سرش حس خواهد کردنه آرزویی برایش به بار مینشیند و نه هیچ چیز دیگر …

امسال آتشم میزند وقتی میگویند “سالی که نکوست …”



loading...

مطالب داغ و دیدنی

ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.